خبرت هست که خلقی زغمت بیخبرند
حال افتاده نداند که نیفتد باری«سعدی، غزل شماره ۵۶۰»
این بیت وصف روزگار کرمهای شبتابه. از اون آدمایی که تا وقتی روزه و خوشی، هستند، حضورشون رو حس میکنی اما شاید پررنگ نباشن.
آخه میدونی بندهخداها جثهشون کوچیکه اما فکرهای بزرگی در سر دارن. یا شاید غم؟
امان از اون روزی که غم بر روزگار تو سایه بندازه، صدشونو برات میذارن که تنهایی رو در تاریکی حس نکنی.
از اون رفیق روزهای سخت هستن این موجودات دوستداشتنی.
در یکی از همین تاریکیها بود که خواستم برام از خودش بگه. روشنای وجودش کمی سوسو زد اما لب از لب نگشود. میگفت نوبت منم میرسه، روزی خواهم گفت. اما اول تو.
این آدمها همیشه در مرحلهی «اول تو» میمونن. هیچوقت نوبت به خودشون نمیرسه. چون همونطور که گفتم زمانی که روزه و موقع خوشی شما، اونا دیگه خیالشون راحته. دلشون نمیاد حال دلتونو بارونی کنن.
نکتهی مهمی که در این مهمونی فهمیدم همینه. اینکه «یادمون نره».
چیو؟
اونارو!
چون اونا جزو اون دسته هستنن که حرفاشون یه معنی داره و سکوتشون هزار معنی.
و خب در سکوت، آدم حواسش هزارجا پرت میشه، مگه نه؟
تمرکز همیشه برای ما انسانها سخت بوده و هست.
آها یک نکتهی دیگه!
بعضی اوقات که خواستید سر صحبتو باز کنید، ممکنه اینقدر مبحثو بپیچونن و بهتون خندههای واقعیِ الکی تحویل بدن که به حس ششمتون شک کنید.
اما یادتون نره اونا نبردهای بزرگی رو دارن طی میکنن. شاید شوالیهی درونشون اونقدر خسته است که حال صحبت نداره، پس بازنشستگی گرفته و الان به بازیگری روی آورده.
از کجا میدونم؟
خب چون کرمهای شبتاب، حشرههایی هستن که خود را کرم مینامند.
2 دیدگاه روشن کرمهای شبتاب
There is always a way to makes someone to talk but I think what is needed sometimes is to make them think about themselves. It works because they will get this feeling of to be understood: a feeling of acceptance no matter what.
I think maybe sometimes it’s enough to be around. I mean just sitting with them and not much of a talk. Sometimes to be there for your people is the one thing that can make them feel more connected to the life.
And I think you’re right at last. It’s difficult to talk to the ones who are tired and having a bad time.
but I have a question. would you prefer people (or at least the people close to you) know real you or the mask you wear? the mask that says ”everything is fine and my problem isn’t serious enough to talk about.”
But yeah. I agreed. we can find peace in silence. But for how long?
It’s not always certain that talking will solve all problems. In fact, it might not solve them at all. But at least they feel like they’ve been heard. or maybe speaking out loud about things will give them some clues.
Ps: I believe being accepted and talking aren’t in conflict. however, It depends on a person we are talking to.